اكبر ترابى شهرضايى

436

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

و اگر بگوييد : شيخ طوسى رحمه الله در مقام افاده‌ى مطلبى جديد علاوه بر اصحاب اجماع بودن است ، مىگوييم : از كجا احراز كرده‌ايد « ابن ابى عمير لايرسل و لايروى الّا عن ثقة » ؟ آيا خودش به اين مطلب تصريح كرده ، يا در كتابى از كتاب‌هايش متذكّر آن شده است ؟ چنين تصريحى در دست نداريم . اگر بگوييد : در اثر تتبّع و تحقيق فهميديم تمام افرادى كه ابن‌ابىعمير از آنان روايت دارد ، ثقه هستند ؛ مىگوييم : بر فرض صحّت جستجوى شما ، اين مطلب در مسندات ابن‌ابىعمير تمام مىشود ؛ امّا در مرسلاتش كه مىگويد : « عن رجل » يا « عن بعض أصحابنا » ، چگونه واسطه را مىشناسيد تا بفهميد ثقه است يا غير ثقه ؟ از اين رو ، تنها راهى كه مىتوان فهميد ابن‌ابىعمير فقط از ثقه روايت مىكند ، تصريح خودش به اين مطلب است ؛ و گرنه با عدم تصريح ، مسأله امرى اجتهادى مىشود و اجتهاد شيخ طوسى رحمه الله در حقّ ما از آن جهت كه اجتهاد است ، حجّت نيست . نقد ديگر ادلّه‌ى وثاقت زيد نرسى دليلى كه سيّد بحرالعلوم رحمه الله به عنوان مناقشه‌ى ابن‌غضائرى رحمه الله بر مرحوم صدوق مطرح كرد ، براى اثبات وثاقت زيد نرسى كافى نيست ؛ زيرا ابن عضائرى رحمه الله به توثيق زيد نپرداخته است . بلكه درباره‌اش سكوت كرده است ، و سكوت ، بيانگر وثاقت نيست . شايد به علّت عدم اطّلاع از حالات زيد نتوانسته او را قدح يا توثيق كند ، و اين با تأييد كتابش منافات ندارد . ابن غضائرى رحمه الله مىگويد : كتابش مجعول نيست ، و شخص زيد آن را نوشته است ؛ بنابراين ، صدوق و استادش ابن‌وليد رحمهما الله اشتباه كرده‌اند كه آن را مجعول پنداشته‌اند . تأييد كتاب ، اثبات وثاقت زيد نرسى نيست ؛ همانطور كه سكوت نيز اعمّ از وثاقت و ضعف است . دليل ديگر ، وقوع زيد نرسى در اسناد كامل‌الزيارات بود ، هرچند ابن‌قولويه رحمه الله در ابتداى كتابش فرموده است : من در اين كتاب از ثقات اصحاب روايت مىكنم ؛ امّا اين مطلب توليد اشكال مىكند ؛ زيرا ، فرقى بين توثيق ابن‌قولويه و نجاشى نيست ؛ از وقوع نام راوى در اسناد كامل الزيارات وثاقتش كشف مىشود . امّا در خصوص زيد ، ابهاماتى وجود دارد . زيرا ،